مدتها پیش جادوگری به اعدام محکوم شد، اما او سوگند یاد کرد که از مردم شهر که او را به این روز انداختند، به ویژه خانواده آرتور کلی، انتقام بگیرد. آرتور آخرین ضربه را به او زده بود، زمانی که او در قالب «آقای جک، مرد کدو تنبلی» به زندگی بازگشت. خانواده کلی در طول سالها افزایش یافتند و وقتی چند نوجوان بیپروا به طور تصادفی جک-او را آزاد میکنند، شان کلی جوان باید به هر طریقی جلوی او را بگیرد، چرا که دنیای حومهشهری آنها مورد هجوم قرار گرفته و آمار تلفات در حال بالا رفتن است.