در سال ۱۹۹۳، سم فولر، جیم جارموش را به سفری در ماتو گروسو برزیل میبرد؛ در امتداد رودخانه آراگوایا به سمت روستای سانتا ایزابل دو مورو، جایی که ۴۰ سال قبل، زانوک فولر را برای پیدا کردن لوکیشن و نوشتن فیلمنامهای درباره یک «تیگررو» (شکارچی پلنگ) فرستاده بود. سم امیدوار است افرادی را پیدا کند که او را به یاد میآورند و فیلمی را که در سال ۱۹۵۴ فیلمبرداری کرده بود با خود میبرد. او مانند ریپ ون وینکل است و در واقع، تغییرات زیادی در روستا رخ داده است؛ تلویزیون، ساعت و خانههای آجری وجود دارند. اما فرهنگ کاراجا نیز همچنان پابرجا است. او روستاییان را جمع میکند تا فیلم قدیمی خود را به آنها نشان دهد و مردم دوستان و بستگان خود را شناسایی میکنند و از فولر برای اینکه لحظهای آنها را به زندگی بازگردانده است، تشکر میکنند.