استیو مارتین برای بازپسگیری طلاهای دزدیدهشده به وایلد ریور فرستاده میشود و درمییابد که شهر تحت وحشت و آزار شاهین و باند تبهکارش قرار دارد. شاهین تلاش میکند کلانتر جک ماهونی را به قتل برساند اما دستگیر و زندانی میشود. استیو به شاهین کمک میکند تا از زندان فرار کند و از این طریق با باند راهزنان ارتباط برقرار میکند. او یک عکاس دستوپاچلفتی به نام اسمایلی برنت را میفرستد تا به کلانتر هشدار دهد که باند قصد سرقت از دفتر اکسپرس را دارد.