زکی، منیر و منال در دهه بیست زندگی خود هستند و در جامعهای محدود زندگی میکنند که در آن نیازهای اولیه برآورده میشود، اما هرج و مرج و بینظمی در آن موج میزند. دو پسر عاشق یک دختر هستند؛ دختری که خود را موضوع شرطبندی یک مسابقه فوتبال بین آن دو میبیند، به طوری که برنده با منال ازدواج خواهد کرد. این داستان بازتابدهنده جوانیِ نسل فوتبال و پلیاستیشن است و نشان میدهد که آنها چگونه با احساسات خود در جامعهای که روزبهروز بستهتر و منزویتر میشود، برخورد میکنند.