در دهه ۱۹۶۰، اتلستان اسپیلهاوس، دانشمند رویاپرداز و نویسنده کمیکاستریپهای آیندهنگر که از مشکل رو به رشد آلودگی شهری ناامید شده بود، تیمی از متخصصان را برای توسعه یک آزمایش جسورانه گرد هم آورد: شهر آزمایشی مینهسوتا (MXC). این شهر قرار بود شهر آینده باشد، یک کلانشهر گنبدیشکل برای ۲۵۰ هزار ساکن پیشگام که از صفر ساخته شده و از فناوریهای پیشرفته برای جلوگیری از گسترش بیرویه شهر و آلودگی استفاده میکرد. اما اوضاع آنطور که برنامهریزی شده بود پیش نرفت، موضوعی که در نگاه جذاب چاد فردریش به این شهرِ آینده بررسی میشود.