بر اساس اساطیر فنلاند؛ لمینکاینن از آنیکی زیبا خواستگاری میکند و با لوهی، جادوگر شیطانی میجنگد. لوهی آنیکی را میدزدد تا برادرش را مجبور کند برای او یک سامپو بسازد؛ دستگاهی جادویی که نمک، غله و طلا تولید میکند. وقتی لمینکاینن در بازپسگیری سامپو شکست میخورد، لوهی خورشید را میدزدد و جهان را در تاریکی یخزده فرو میبرد.