در آیندهای نزدیک در فرانسه، شورش و هرجومرج به پا میشود. فیلیپ موفاند، سیاستمداری راستگرا، در آستانه به دست گرفتن کنترل است که معشوقهاش کارولین او را ترک کرده و اعلام میکند با اولین احمقی که ببیند همراه خواهد شد. آن احمق سرژ لن است؛ استاد دانشگاه و نویسنده کتاب برنده جایزه «سفری که پایان نمییابد» که برای خرید بلیط بارسلونا به ایستگاه قطار رفته است؛ جایی که قرار است همراه همسرش از ماه عسل دوم خود لذت ببرد و در دانشگاه سخنرانی کند. کارولین سرژ را وسوسه میکند و او به زودی همسر، خانواده، شغل و صداقت خود را رها میکند تا کارولین، رمانتیسیسم جک لندن و قتل را در آغوش بکشد.