آگوستین رابرت، افسر جوان فرانسوی، ژان میشل ونچر دو پارادیس هنرمند را در طول لشکرکشی ناپلئون به مصر همراهی میکند. ناپلئون دو پارادیس را فرستاده تا بناهای تاریخی و معابد بزرگ مصر را که توسط سربازان فرانسوی در اقدامات وحشیانه تخریب میشوند، ثبت کند. در طول نبرد، آگوستین و ژان میشل از هنگ خود جدا شده و سرگردان در صحرا برای بقا میجنگند. آگوستین در یکی از درهها با پلنگی روبرو میشود که نامش را «سیموم» میگذارد و پیوندی عجیب میان آنها شکل میگیرد.