زندگی روزمره در دومین باغوحش بزرگ ایران زمانی مختل میشود که محسن، سرپرست باغوحش، «مایا» ببر بنگال ۴ سالهاش را برای بازی در یک فیلم سینمایی به شمال کشور و سواحل دریای خزر میبرد؛ جایی که زمانی زیستگاه ببر منقرضشده مازندران بود. در فواصل فیلمبرداری، محسن قلاده مایا را باز کرده و اجازه میدهد در این مناظر کمجمعیت پرسه بزند؛ او اولین ببر «آزاد» در ایران پس از بیش از ۶۰ سال است. اما این سفر به جای آن تجربه بینقص از طبیعت وحشی که محسن به آن امید داشت، زنجیرهای از حوادث را رقم میزند که پایان رابطه محسن و مایا را رقم زده و در این مسیر، جنبههای بسیار تاریکتر و پیچیدهتری از محسن و باغوحشی که مایا و دیگر حیوانات در آن نگهداری میشوند را آشکار میکند.