جان، مردی که گذشتهاش دست از سرش برنمیدارد، برای یافتن معنا و ارزش در زندگیاش در کلنجار است. این موضوع او را به سمت مسیر خودخواهی و سوءمصرف مواد مخدر سوق میدهد. در نتیجه، روابط او با خانواده و همسرش از هم میپاشد. وقتی همه چیز در اطرافش شروع به فروپاشی میکند، جان با حضور یک دوست دلسوز جدید و دیگرانی که به شکلی متفاوت به او کمک میکنند، تلنگری که نیاز داشت را دریافت میکند. خداوند از طریق آنها با جان ارتباط برقرار کرده و او را در مسیر کشف این موضوع هدایت میکند که ارزش واقعی او از کجا میآید و چه چیزهایی در زندگی واقعاً ارزشمند هستند.