جیم و برد سفر سالانه شکار خود را به صحرا آغاز میکنند، اما امسال همه چیز متفاوت است: شریک سوم آنها، پل، در یک حادثه جان باخته و آنها برادرزادهاش، ری، را به جای او همراه خود آوردهاند. با این حال، وقتی به مقصد میرسند، حتی یک حیوان هم پیدا نمیشود و فقط پیرمردی سالخورده به آنها ملحق میشود. وقتی با دو زن کمپنشین ملاقات میکنند، همگی شروع به رفتارهای تهاجمی میکنند و نمیتوانند در برابر غریزههای حیوانی خود مقاومت کنند. صبح روز بعد زنها ناپدید شدهاند، اما حالات و رفتارهای عجیب همچنان ادامه مییابد و به شکلی شوم تغییر میکند. چیزی آنها را در چنگال خود گرفته و کنترل کاملی بر آنها دارد...