ژولت کواچ هنگام نظافت شبانه دفاتر، با بررسی آنچه کارفرمایان نامرئیاش به جا میگذارند، اطلاعات زیادی درباره آنها کسب میکند. او با دقت اهداف خود را که اغلب زنانی سرخورده هستند انتخاب کرده، آنها را فریب میدهد و با روشی حسابشده پولشان را میگیرد. ژولت که هنرمندِ فریبکاری با چاشنی طنز و توانایی تغییر شخصیت است، در مطب یک روانشناس مشغول به کار میشود؛ جایی که با هانا آشنا میشود، رقصنده ۳۰ سالهای که ناتوانی جسمی دارد و دختر یک میلیونر است. یک قربانی ایدهآل، البته اگر عشق مانع کار نشود.