ال اسپنسر نقشه هولناکی طراحی کرده است. به زودی دوستش، آنا بلکرافت، از زندانی که در آن به جرم رانندگی در مستی دوران محکومیتش را میگذراند، آزاد خواهد شد. آنا هیچ چیز ندارد؛ نه خانوادهای، نه پولی و نه شغلی... اما ال در کنار اوست. چیزی که ال فاش نمیکند این است که او ناپدریاش را مقصر خودکشی مادرش میداند و آنا قرار است به ابزار بیخبر او برای انتقام تبدیل شود.