شابوی چهاردهساله، پسری خوشقلب، خلاق و باهوش از جنوب روتردام است. وقتی او در یک دوردور تفریحی ماشین مادربزرگش را داغون میکند، تمام خانواده از دستش عصبانی میشوند. او یک تابستان فرصت دارد تا پیش از بازگشت مادربزرگش از تعطیلات در سورینام، خسارت را جبران کند.