خولیان مورنو در سن ۸۹ سالگی، آخرین سفر اتوبوسی خود را به ال پاسو در تگزاس انجام میدهد تا با دختران و نوههایش دیدار کند؛ سفر طولانی و دشواری که دههها بدون وقفه هر ماه آن را انجام داده است. او پس از بازگشت به روستای خود در مکزیک، در زمین خالی کنار خانهاش شروع به ساختن یک خانه میکند. در غیاب سفرهای حضوری او، آیا این خانه جدید میتواند فاصله میان او و عزیزانش را پر کند؟