ماچو کالاگان ستوان گارد فدرال است و وظیفه دارد بوچ کسیدی، آیرونهد و باند یاغی آنها را دستگیر کند. ماچو با برقراری ارتباط با آیرونهد، راهی برای استخدام شدن توسط این قانونشکنان پیدا میکند. اما وقتی دو رهبر با هم درگیر میشوند و تصمیم به جدایی میگیرند، ماچو موفق میشود آیرونهد را متقاعد کند تا به بوچ کسیدی حمله کند.