آقای هجز، معلم تا حدی سادهلوح و آرمانگرای کلاس سرکش ۵سی، تلاش میکند تا با وجود مخالفتهای شدید قبلی، به آنها اجازه داده شود به اردوی مدرسه بروند. در طول این اردو، آقای هجز به دنبال جلب توجه خدمتکار یک کافه محلی است و دانشآموزان کلاس نیز به فعالیتهای همیشگی خود مشغول میشوند. یک خصومت کوچک با چند کودک کلیشهای طبقه مرفه با کتهای قرمز، با یک اتهام دروغین تجاوز حل و فصل میشود. ماجرای مقداری پول دزدیدهشده نیز با اعتماد آقای هجز به کلاس حل میشود. در رقص پایانی، آقای هجز برخلاف میل خود، در دام عشق خانم کاتفورث گرفتار میشود.