بوریس روبیچ به اصطلاح یک آدم معمولی است. با این حال، یک شب شخصی تلاش میکند به او شلیک کند. تحقیقات پلیس به هیچ نتیجهای نمیرسد؛ نه دشمنی پیدا میشود و نه مظنونی. میتوان گفت بوریس آخرین کسی است که کسی بخواهد او را بکشد. پس از اینکه پلیس پرونده را میبندد، بوریس تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود. همانطور که او به دنبال مظنون میگردد، شاهد شکلگیری یک تراژدی کمدی از مردی هستیم که میفهمد آدمهای بسیار بیشتری از آنچه تصور میکرد از او متنفرند و تصویری که از زندگی خودش داشته، توهمی بیش نبوده است.