فابیو کلوویس، مردی نابالغ و خسیس، با میا که یک شبهروشنفکر است ازدواج میکند و آنها برای ماه عسل با یک کشتی تفریحی مجلل عازم اروپا میشوند. فابیو و میا برای شام با بتو آسونسائو ثروتمند و همسر زیبایش لورا در یک رستوران ویآیپی در کشتی دعوت میشوند. به زودی فابیو متوجه میشود که بتو دوستپسر سابق میا بوده و میا نیز میفهمد فابیو در دوران تحصیل به لورا علاقه داشته است. در همین حال، سوزانا ملو، خدمتکار بدبین کشتی و همسر سابقش ویلسون که سرگرمکننده کشتی است، شرط میبندند که فابیو و میا قبل از پایان سفر از هم جدا میشوند و شروع به خراب کردن رابطه آنها میکنند. وقتی کشتی به کازابلانکا میرسد، فابیو با دوست دوران کودکی مزاحمش، کابسا، ملاقات میکند که ماه عسل آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.