در دل روزهای کریسمس، این فیلم داستان سرجیو را روایت میکند؛ پسری که سالش به بدترین شکل ممکن رو به پایان است. شب سال نو است، سنگینترین برف سی سال اخیر در حال باریدن است، تمام پروازها لغو شدهاند و او مجبور است سنت خوردن انگور شب سال نو را همراه با دیگر مسافران در یک هتل بینراهی بگذراند. اما این همه ماجرا نیست، چرا که او باید در طول یک شب کاری را انجام دهد که در چندین ماه گذشته در آن ناکام بوده است: پس گرفتن دوستدختر سابقش، بئا، قبل از اینکه او برای کار به آلمان برود. آن هم با کمک گروهی از مسافران که بدترین و بیعرضهترین تیم دنیا هستند.