نائول به همراه پدرش در یک شهر ساحلی مخصوص ماهیگیری زندگی میکند، اما ترس شدیدی از دریا دارد. یک روز او کتابی جادویی پیدا میکند که به نظر میرسد راهحل این مشکل است، اما یک جادوگر تاریک به دنبال این کتاب است و پدر نائول را اسیر میکند. اینجاست که سفر نائول برای نجات پدرش و غلبه بر ترسهایش آغاز میشود.