در دهه ۱۹۵۰ در انگلستان، ملوان هارولد گاپی به یک شهر ساحلی کوچک میآید تا برادرش را که سالها از او بیخبر بوده پیدا کند. پس از یک تجدید دیدار کوتاه، هارولد اتاقی را برای اجاره در خانه خانم بیزلی، شوهر آرام او و دختر نوجوانشان، جویس، پیدا میکند. واضح است که هارولد گذشتهای پر از مشکل دارد، اما آینده او قرار است از این هم خطرناکتر شود. با وجود ظاهر آرام و زیبا، هارولد به زودی خود را در یک کشمکش جنسی مبتذل گرفتار میبیند که پایان خوشی نخواهد داشت.