جان میهن تلهای وحشتناک از وسوسه، فریب و خیانت برای قربانیان بیشماری پهن کرد. افشاگریهای روشنگرانه درباره گذشته او، مجموعهای از رویدادها را نشان میدهد که کلید تبدیل او به یک هیولای روانپریش را زدند. گافارد گذشته پر از مشکل جان را فاش میکند که پایهگذار دنیای فانتزی شوم او از دروغ و فریبکاری بود. علاوه بر شنیدن داستان وحشتناک خانواده نیول، همسر اول جان، تونیا بیلز و دخترانش امیلی و ابیگیل میهن، به همراه زنان دیگری از گذشته او که در تار دروغهایش گرفتار شده بودند، لب به سخن میگشایند.