اندی، دانشآموز درسخوان و خوره تکنولوژی، رویای تبدیل شدن به یک مخترع بزرگ را در سر دارد، اما برای پیدا کردن یک «ایده بزرگ» که بتواند برنده نمایشگاه علمی شود و دوقلوهای حیلهگر، آپریل و می، را شکست دهد، با مشکل مواجه است. بدتر از آن، پدرش به او فشار میآورد تا به تیم فوتبال بپیوندد؛ تیمی که پدرش مربی آن است و برادر بزرگترش ستاره آن به شمار میرود. اندی تصمیم میگیرد از دانشمند مقیم شهر، دکتر فرانکنشتاین، راهنمایی بخواهد، اما در بازدید از عمارت ترسناک او، با یک هیولای نوجوان سبزپوست و عاشق فوتبال به نام فرانک ملاقات میکند که آرزو دارد میتوانست مانند اندی در جامعه حضور داشته باشد. اندی با هیجان متوجه میشود که او و فرانک میتوانند با جابهجا شدن با یکدیگر، مشکلات هم را حل کنند. نقشه او به خوبی پیش میرود، تا اینکه ناگهان با یک مشکل هیولایی مواجه میشوند که کل شهر را تهدید میکند.