جنیفر دختری اروپایی است که کمی ژاپنی صحبت میکند. او برای شرکت در یک مراسم تدفین به معبدی در حومه ژاپن میرود و در آنجا با پسری آشنا میشود. این پسر یک نوجوان بزهکار است که دوران محکومیت و خدمت خود را در معبد میگذراند. جنیفر از این پسر ساکت خوشش میآید و میخواهد به او کمک کند تا بر گوشهگیری و دوریاش از مردم غلبه کند. او همچنین به دختر متولی معبد کمک میکند تا پدر و مادرش را با هم آشتی دهد.