جف اریکسون، تفنگدار و پلیس سابق، پس از ملاقات با دختر رویاهایش، جیل، که یک کتابفروشی را اداره میکند، زندگی جدیدی را آغاز میکند؛ تا اینکه آنها تصمیم میگیرند به بانی و کلاید مدرن تبدیل شوند. جف که کار را با تجربه و به سختی یاد میگیرد، با وجود تمایل شدیدش به قلدری و آزار قربانیان که با بستری شدن جیل در بیمارستان بدتر هم میشود، از طریق پوشش رسانهای به شهرت میرسد. تام لاسال، مامور افبیآی، برای حذف مظنونان و دنبال کردن سرنخها مسیر سختی را پیش رو دارد.