چن و لیلی، زوج هنگ کنگی که تازه ازدواج کردهاند، به انگلستان مهاجرت میکنند. آنها به زودی صاحب یک پسر بچه میشوند و به طور کلی با سختیهای زندگی دست و پنجه نرم میکنند. چن ساعتهای طولانی در یک رستوران کار میکند، در حالی که لیلی به خانهداری مشغول است و در رویای راهاندازی کسبوکار خودشان به سر میبرد، موضوعی که باعث ناراحتی چن میشود. وقتی چن اجازه میدهد همکارش فاک او را به مسیر بدهیهای سنگین قمار بکشاند، به عنوان پیک مواد مخدر برای یک باند مخوف تریاد چینی استخدام میشود. ناگهان او متوجه میشود که راهاندازی کسبوکار خودشان ممکن است تنها راه فرار آنها باشد.