یوکیو هارویاما دانشآموز دبستان است. او عمویی دارد که به صورت پارهوقت در دانشگاه فلسفه تدریس میکند و انگل خانواده است. این عمو به یک قرار ملاقات بدون آشنایی قبلی میرود و عاشق اری اینابای زیبا میشود؛ زنی از نسل چهارم ژاپنیهای مقیم هاوایی. مدتی بعد، اری برای اداره مزرعه قهوهای که از مادربزرگ تازه درگذشتهاش به جا مانده، به هاوایی بازمیگردد. یوکیو و عمویش برای دیدن اری راهی هاوایی میشوند.