در طول ۱۵ سال اتفاقات زیادی در یک روستای کوچک رخ میدهد. مردم عاشق میشوند، ازدواج میکنند، بچهدار میشوند و طلاق میگیرند. برخی مهاجرت میکنند و برخی میمیرند؛ در یکسارد هم درست مثل جاهای دیگر. زک، فانی و دخترش آلیس به این روستای کوچک در اوسترگوتلاند بازمیگردند. آلیس باعث بازگشت آنها میشود؛ او از کجا آمده و ریشههایش چیست؟ این سوال که پدر فانی کیست، بار دیگر مطرح میشود. و آلیس، پدر او کیست؟