فیلم راندمان داستان زن جوانی را روایت میکند که برای آماده کردن یک ارائه به شهر اردو سفر میکند. فیلیز، زن جوانی است که در یک شرکت تبلیغاتی متعلق به مردی به نام فرهاد کار میکند. فرهاد که تلاش میکند مشتریان خود را حفظ کند، از فیلیز میخواهد تا یک ارائه خوب درباره شکلات آماده کند. این زن جوان تصمیم میگیرد تحقیقات خود را در اردو آغاز کند؛ سرزمین فندق و جایی که دوران کودکی خود را در آنجا گذرانده است. فیلیز در اردو غرق در تحقیقات میشود، اما اشرف که در کودکی با او وقت میگذراند و خانوادهاش، در این مسیر کمک زیادی به او میکنند. با این حال، اتفاقات مرموز در روستا مانع کار فیلیز میشود. وقتی همکارانش از استانبول نیز به روستا میآیند، فیلیز خود را درگیر مجموعهای از ماجراهای جالب میبیند.