امیلیو مندز یک جوان ۱۷ ساله مکزیکیتبار در کالیفرنیا است که متوجه میشود زندگی در باندهای تبهکاری آن چیزی نیست که واقعاً میخواهد، اما راه خروج از آن را بلد نیست. رابی بنسون نقش یک عضو جوان باند را در لسآنجلس بازی میکند که وقتی مندز با دختری سفیدپوست آشنا و عاشق او میشود، شروع به تردید در مسیر خود میکند؛ دختری که او را تشویق میکند تا باند را ترک کند. امیلیو که به میراث بومی مکزیکی خود افتخار میکند، با ملاقات با پدرش دچار بحران هویت بیشتری میشود؛ مردی اروپاییـآمریکایی که مادر دورگه او را در سن ۱۶ سالگی باردار کرده بود.