ویکتوار، زنی ۳۰ ساله و کوچکترین عضو خانواده سرشناس بونوم و فرزند سربهراه این خاندان، سرانجام تصمیم میگیرد با کشف الکل، سکس و صدای درونیاش، خود را آزاد کند. او به لطف الویس و بانجو، خواننده یک کافه، موفق میشود با خواندن ترانههایی درباره عشق با حیا و سکس بدون تابو، بال و پر بگیرد و مادرش را نیز با خود همراه کند؛ موضوعی که باعث ناراحتی شدید پدر و برادرش میشود.