در طول جنگ جهانی دوم، کشاورز بدشانسی به نام کولویس نولز خانه روستایی خود در کنتاکی را ترک میکند تا در کارخانهای در شهر شلوغ دیترویت مشغول به کار شود. همسر رنجکشیده او، گرتی، که یک چوبتراش ماهر و پایبند به سنتهای خویش است، با بیمیلی او را همراهی میکند. وقتی خطرات زندگی شهری و ولخرجیهای بیملاحظه کولویس خانواده نولز را در شرایط مالی وخیمی قرار میدهد، گرتی برای تامین معاش خانواده شروع به ساخت عروسکهای چوبی دستساز میکند.