رونالد پلاسمایر یک کارآگاه خردهپای اهل آمستردام است که به دلیل اعتیاد به قمار با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند. وقتی هائو، رئیس یک باند تبهکاری چینی، همسر سابق و پسر رونالد را تهدید میکند تا پولش را پس بگیرد، رونالد نقشهای میکشد که تمام مشکلاتش را حل خواهد کرد. رونالد دو مجرم خردهپا را استخدام میکند تا از یک تورنمنت غیرقانونی پوکر که خودش در آن شرکت دارد سرقت کنند و برای او یک بهانه بینقص بتراشند. سریع، ساده و بدون خشونت؛ نقشه بینقص است، تا اینکه آدمها شروع به کشته شدن میکنند. به زودی، شرکای رونالد با پولها فرار میکنند و او را دست خالی میگذارند. بدتر از همه، همکاران رونالد در نیروی پلیس به او مشکوک میشوند و زمینه برای یک بازی موش و گربه اعصابخردکن فراهم میشود. رونالد تمام داراییاش را وسط گذاشته است، در حالی که بدترین برگهای عمرش را در دست دارد.