یوریکوی سی و چند ساله به عنوان رایحهدرمانگر در یک سالن ماساژ کار میکند. او از روغنهای گیاهی و دستانش برای آرامش بخشیدن به روح و روان مشتریانش استفاده میکند. یوریکو همچنین رازی دارد که نمیتواند به کسی بگوید؛ او با بوی عرق یک دانشآموز دبیرستانی ۱۷ ساله به نام تتسویا به شدت تحریک میشود. تتسویا برادرزاده صاحب سالن است. در این میان، یکی از مشتریان سالن به نام آیاما درخواست میکند که رایحهدرمانی را تمرین کند، اما هدف واقعی او این است که سینههای بزرگش را به یوریکو فشار دهد.