میتسوئو برای دیدن ایزومی به ناگویا میرود؛ دختری که پدرش، مادر غمگین و مهماندار بار او را به خاطر زن دیگری ترک کرده است. آنها با هم تصمیم میگیرند تا در اویتا با پدر روبرو شوند. در همین حال، مادر ایزومی با تورا-سان دوست میشود و آنها نیز با هم به اویتا سفر میکنند تا به بچهها بپیوندند، در حالی که تورا-سان در طول مسیر به سرعت عاشق او میشود.