تورا-سان با عمویش دعوا میکند و دوباره راهی سفر میشود. او در کیوشو با زن جوانی به نام کیکو و یک جانورشناس خجالتی به نام سابورو آشنا میشود و وقتی همگی به توکیو بازمیگردند، تلاش میکند تا واسطه ازدواج این دو نفر شود.