تورا-سان برای شرکت در تجدید دیدار همکلاسیهای دوران دبستان به خانه خانوادگیاش بازمیگردد. او پس از اینکه با مست کردن و توهین به همه همکلاسیهای سابقش خود را سکه یک پول میکند، دوباره سفرهایش را از سر میگیرد. او در کیوشو با دختری ۱۸ ساله و رکگو آشنا میشود که شیفته تورا-سان شده و همهجا او را دنبال میکند. در این میان، یکی از دوستان قدیمی تورا-سان به بیماری لاعلاجی مبتلا است و از تورا-سان قول میگیرد که پس از مرگش، با همسر او ازدواج کند.