جیسون کلی تنها یک هفته با ازدواج با دختر کنترلگر رئیسش فاصله دارد، کاری که او را در مسیر سریع شریک شدن در شرکت حقوقی قرار میدهد. با این حال، وقتی جیسون سادهلوح با فریب مجبور میشود پدربزرگ بددهن خود، دیک، را برای تعطیلات به دیتونا ببرد، عروسی او ناگهان به خطر میافتد. در میان مهمانیهای پر هرجومرج، دعواهای خیابانی و یک شب کارائوکه حماسی، دیک در تلاش است تا از زندگی خود نهایت لذت را ببرد و جیسون را نیز با خود همراه کند.