در روستایی دورافتاده در کوهستانهای چوسانِ قرن پانزدهم، کدخدایی فروتن به نام هونگدو میشنود که هر روستایی که از یک اشرافزاده تبعیدی میزبانی کند، به برکت و ثروت خواهد رسید. او که میخواهد زندگی مردم فقیر روستایش را بهتر کند، با اشتیاق درخواست میدهد تا میزبان یکی از تبعیدیها شود؛ بیآنکه بداند مهمانش کسی نیست جز دانجونگ، پادشاه نوجوان برکنارشده و ...