"خوانا" راهبهای با شخصیتی قوی است که تجربهای فراطبیعی زندگی او را دگرگون کرده است. دستوری مرموز از سوی اسقفنشینی او را به کلیسایی قدیمی در مادرید کهن میکشاند؛ کلیسایی که بر شبکهای از گذرگاههای زیرزمینی با منشأیی ناشناخته ساخته شده است. در آنجا، خوانا کشف میکند که در اعماق این ساختمان چیزی وجود دارد که حتی پیش از افسانههایی است که درباره آن مکان گفته میشود. و شرّی که در آنجا ساکن است، شروع به سرایت به بیرون کرده است و ...