ناتالیا و جینل از روستای کوچک خود در دانوب رومانی برای کار به روتردام میروند. یک شب، پس از آنکه ناتالیا توسط یک فرد محلی مورد حمله قرار میگیرد، از ایتا، دوست قدیمی خود که حالا به راه خلاف کشیده شده، درخواست کمک میکند و ...