یک نوجوان غیر باینری پس از آنکه هویت جنسی خود را به والدین بسیار مذهبیاش اعلام میکند، از خانه در کارولینای شمالی اخراج میشود. در نتیجه، او نزد خواهر دوریاش و همسرش میرود و با آنها زندگی میکند. اگرچه آنها پذیرای او هستند، اما نوجوان همچنان با اضطراب دست و پنجه نرم میکند که بهخاطر رد شدن توسط والدینش تشدید شده است. او سعی میکند در مدرسه کمحرف و بیسر و صدا باشد، اما پس از آشنایی با همکلاسی با افتخار دوجنسگرا، زندگیاش کمی امیدوارکنندهتر میشود.