کندلا، مدیر یک مدرسه نخبه، پس از طلاقی دردناک به دبیرستان قدیمیاش بازمیگردد تا گروهی از دانشآموزان شورشی را از طریق شطرنج هدایت کند. او در این مسیر درمییابد که چه در شطرنج و چه در زندگی، مهم نیست شاه باشی یا سرباز؛ در نهایت همه در یک خانه قرار میگیرند.