کلویی ماروینو در آرزوی یافتن پناهگاهی برای فرزندانش، از شوهرش که به مافیا وابسته است، فرار میکند و در یک کلبه دورافتاده پناه میگیرد، جایی که با جیک، یک مرد مرموز و گوشهگیر آشنا میشود. اما وقتی افراد شوهرش به او نزدیکتر میشوند، مشخص میشود که جیک در واقع بزرگترین دشمن همه آنهاست و ...