آنا حافظهاش را از دست داده است اما هنوز هنر آشپزی را فراموش نکرده است. یک شب او در محلهای کارگری ظاهر میشود. در آنجا با رولا آشنا میشود و شغلی به عنوان آشپز و مکانی برای اقامت در رستوران ساحلی فرسودهاش پیدا میکند. در آشپزخانه، در میان رایحه ادویهها و دستورهای غذایی فراموششده، آنا تلاش میکند گذشته خود را بازسازی کند. غذاهای ساده اما خوشمزه او خاطرات مشتریان قدیمی را زنده میکند و آنها به نوبه خود به او کمک میکنند تا با خود واقعیاش ارتباط برقرار کند و ...