کریستی عاشق دختری می شود و همزمان شغلی به عنوان نگهبان شب در مرده شورخانه پیدا می کند. اما در همان قرار اول اگنس تصادف می کند و می میرد. اما داستان در همینجا تمام نمی شود. چون کریستی در مرده شور خانه با مردگانی که می توانند با او حرف بزنند و از او کمک می خواهند روبرو می شود و بعد از ورود اگنس به مرده شور خانه همه چیز تغییر می کند ...