صبح زود است ، دریا در اوستیا آرام است. مردی در خانه یک زن را می زند: او قصد دارد به او ساعت بفروشد. دوباره صبح زود است که چند روز بعد ، یک استادیار جوان فلسفه از گروه انتخاب شده برای نبش قبر بدن نیچه خارج می شود.دو اتفاق دو خانواده و ...