داس پسری که از کودکی یک سردرستهی گروه اوباش را الگوی خودقرار داده بود، در بزرگسالی قدم در راه تجارت و سر شاخ شدن با اوباش دیگر میگذارد. او برای کسب پول، تجارت گوسفند راه میاندازد که در این تجارت یک رقیب اصلی و بزرگ مانع راهشان می شود و ....