ایگبی اسلوکامب، پسری ۱۷ ساله، سرکش و طعنهزن، با دنیای خفهکننده و مرفه اشرافی که در آن متولد شده در جنگ است. ایگبی با داشتن پدری مبتلا به اسکیزوفرنی، مادری خودخواه و بیعاطفه، و برادر بزرگتری که یک جمهوریخواه جوان و بیرحم است، فکر میکند که باید زندگی بهتری در این دنیا وجود داشته باشد و برای یافتن آن دست به کار میشود.